عشق مامان و بابا،رهام عشق مامان و بابا،رهام ، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره
روشا کوچولوی ماروشا کوچولوی ما، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره

رهام هستي مامان وبابا

ღ ღعکسای تولد دو سالگی نفس مامانღ ღ

                               سلام دوستای گلم اول از همه می خوام ازطرف خودم و رهام  از تموم عزیزانی که پیام تبریک واسه رهام جون گذاشته بودن  تشکر کنم مخصوصا از پری جون که یه پست مخصوص تولد رهام گذاشته بود همین طور از مرضیه جون مامان زهرا جون  و الناز جون که تو پستاشون تولد رهامو مجددا تبریک گفته بودن تشکر می کنم  . از سیما جون مامان ریحان عسلی که دو تا عکس خوشگل واسمون آپلود کرده بود واز نسیم عزیزم مامی ملودی جون بابت کامنت های که واسمون گذ...
24 مرداد 1391

پيك نيك

  سلام نفس خوشگل مامان ديروز جمعه بود و با مامانم اينا  و خاله پرگل من رفتيم بيرون يكي از تفريگاههاي شهرمون(استخر عباس آباد) ما دير رفتيم و هوا داشت تاريك مي شد عكسات خيلي جالب نشد .پسر خوبي بودي و زياد اذيتم نكرديي البته كمك داشتم هم عمو سمباد(آقا سجاد شوهر پريسا جون) بود هم پريا جون(دخترخالۀ من كه شما عاشقشي)البته جاي بابايي خالي بود سر كار بود و نتونست ما رو همراهي كنه .در كل حسابي خوش گذشت بهت فسقلي من.تو شهر بازيش آهنگاي شاد پخش مي شد تو هم همش مي رقصيدي و به من مي گفتي مونا جون برقصيم .هر كي از كنارمون رد مي شد مي خنديد تو هم ول كن نبودي همش مي خواستي كه من باهات برقصم فك كنم ديگه بايد كمتر باهات تو...
4 مرداد 1391

شيطون شديااااااااااااااااااااا.................

عزيزدلم اين روزا راه ميري و ميگي شيطون شدياااااااااااااا  ...............هر چيزيم ميدم بخوري ميگي فعلاً كافيه الهي دورت بگردم كه اينقد قشنگ حرف مي زني.............. رهام جون پنج شنبه عصر با آقا جون و مامان پروين و خاله مرجان رفتيم كه مثلاً بريم باغ برا چيدن زردآلو و يه سر به باغ بزنيم تو مسير آقا جون گفت يه سرم مرغداري بزنيم رفتيم ديديم اي ول درختاي مرغداري يه عالمه زردآلو و گردو دارن كه فعلاً زردآلوها به درد ما مي خورد من بيشتر به خاطر شما راهي شدم كه برات لواشك درست كنيم خيلي دوست داري خلاصه حسابي اونجا با دايي جون تركوندي اول با سگ بازي كردي كه چقدم منو ترسوندي موندم چطور نمي ترسي من از 100متري هم نمي تونم نگاش كنم.بعدشم ...
1 مرداد 1391

پسرمه....قند عسلم.........جيگرمه

  سلام عزيزدلم رهام جون اينقد بهت ميگم پسرمه قند عسلم ديگه از ديروز ياد گرفتي راه ميري و ميگي پسرمه قند عسلمه جيگرمه البته كلي ادامه داره كه شما فقط همينا رو ميگي الهي من قربون چشات برم به منم همش ميگي مونا جون ناناسه مرسي ماماني كه اينقد با محبتي ...نه اينكه بخوام ازت تعريف كنم نه واقعيت اينه. ديروز رفته بوديم خونه خاله عاطي(عاطفه جون دخترعموي بابا جون) تا آخر شب اونجا بوديم فك كنم 15تا بچه اونجا بود هيچ كدوم مثل تو دلبري نمي كردن كسي نبود كه نخواد تو بري بغلش همه تو صف بودن حتي بچه ها، اول از اينكه تا كسي و مي بيني سريع بهش سلام ميدي و با شيرين زبونيات خودتو تو دلشون جا مي كني چيزي بهت بدن ده بار تشكر مي كني ايناس وج...
27 تير 1391

خرابكاري مامان مونا--------❤

  سلام به همگي رهام جون از ديروز به خاطر گلاي نازنين  تو تراسمون ناراحتم من باعث شدم تموم برگاشون بسوزن بعد از دو ماه مراقبت كه با مامانم اونا رو كاشته بودم كلي بزرگ شده بودن و تازه دو روز بود غنچه داده بودن از همكارم كه تو كار كشاورزين خواستم برام يه كم سم بياره اون بنده خدا هم برام آورد پارسال هم همين طور برام سم آورد زدم مشكلي پيش نيومد ولي پريروز كه سم و زدم به گلاي نازنينم نيم ساعت بعد رفتم ديدم يه كم پژمرده شدن يه كم نگران شدم ولي گفتم حتماً تا عصر سرحال ميشن ولي رفته رفته بدتر شدن خودمو سرزنش كردم به خاطر اين كارم پنچره آشپزخونم رو به تراسه خونست و موقع ظرف شستن اين گلاي بيچاره همش جلو چشمن ديشب اينقد ناراحت...
21 تير 1391

نفس مامان 24ماهه شد

سلام يكي يكدونه مامان رهام عزيزم امروز 24ماهه شدي و يك ماهه ديگه دوسالت تموم ميشه حس قشنگيه خوشحالم و خدا رو هزار هزار مرتبه شكر كه من و لايق مادر شدن دونست و يكي از فرشته هاي آسمونيش و به من هديه كرد .خداياااااااااااااااااااااااااااااا شكرت .عكس كادوي خوشگلتم تو پست بعدي برات ميزارم رهام نازنينم از شيطنتاي اين روزات بگم كه ماشاله خيلي شيطون تر از قبل شدي حسابي خستم مي كني ولي با يه لبخندت تموم خستگي از تنم بيرون ميره .ولي شب كه ميشه ديگه رمق برام نمي مونه جدي جدي بيهوش ميشم صبح كه پاميشم هر چي فك مي كنم شب قبل چطوري خوابيديم يادم نمياد و اين و مديون شما هستم. تازگيا ياد گرفتي دراز مي كشي ميگي مونا جون ...
18 تير 1391