دوتا وروجک
پنج شنبه -جمعه 9-10-آذر 1391 رهام جون آخر هفته قرار بود خاله لیلا(خاله من) با مهدیار جون بیان خونۀ مامان پروین ما هم رفتیم اونجا خوش گذشت شما دو تا وروجکم اولش باهم دیگه اینجوری بودید و آخرش این مدلی عصر جمعه بابا زنگ زد و گفت اسب زدتش زمین و گفت آماده شم بریم بیمارستان رفتیم ،اولش ترسیدم چون خیلی درد داشت ولی بعد از گرفتن عکس خوشبختانه گفتن نشکسته آمپول زدن خیلی بهتر شد .یه کم ویلچر بازی کرد اومدیم خونه خیلی هم زود خوابیدیم .شما پنج شنبه و جمعه بعدازظهر رو نخوابیدی یعنی جمعاً سه روز شد که بعدازظهرها رو نخوابید. چهارشنبه بعدازظهر باهم دعوامون ...
نویسنده :
مامان مونا(✿◠‿◠)
12:10










