هديه روز كودك
سلام فندق مامان سلام عزيزدلم سلام عمر مامان نفس مامان رهام گلم ديروز مادرجون اومد پيشت منم اومدم سركار ظهر كه با بابايي برگشتم خونه تو با مادرجون تو تراس بودي منو كه ديدي نمي دوني چه جيغايي زدي واي واي نمي دوني چقد حال مي كنم وقتي من و مي بيني ذوق مي كني انگار تموم دنيا مال منه رهام جونم بعدازظهر برديمت دكتر با بابايي آخه هنوز بيرون رويت خوب نشده اين عكسم تو مطب دكتر كه خودتو خيلي گرفته بودي ازت گرفتم تو مطب وقتي يخت باز شد بلند شدي رفتي سمت بچه ها به روش خودت ترسونديشون و غش غش خنديدي مي دوي سمت هر كي كه مي خواي بترسونيش بعد تند تند پاهات و مي كوبي زمين (از حاجي (باباي من) ياد گرفتي نفس) رهام جون دكتر گفت زود خو...
نویسنده :
مامان مونا(✿◠‿◠)
11:35









